X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 26 اردیبهشت 1392

آیات شیطانی

















در زمستان تنهایی

پی گرما بودم
در تاریکی شبهاش پی نور

بر من قبحی نیست اگر الفاظی را که بر من تنزیل یافته را آیات شیطانی نامند .
اول سوره ی کتاب من این است :
به نام عشق
به تحقیق که خداوند تنها بود
خدا و خلصه در یکی از هزار شب تنهاییش
و عشق خدا را آفرید
پس برای نخستین بار نور در آن کالبد بی منتها به تپش اوفتاد
و این آغازی بود بر یک آغاز
و عاقبت از آن کسانیست که به حقیقت مؤمن شدند

در زمستان تنهایی
پی گرما و نور بودم
آتشی در دلم تنوره می کشید ...
پیامبری بودم از پی پیامبران
از تبار ایشان
به اعتکاف
40 هزار سال به قعر خویشتن خزیده بودم
40 روز است که دیگر احساس ضعف نمی کنم
وعد صادق مرا نه بعثت است
بل رجعت است به خویشتن

آفتاب از پس ستیغ کوهساران
تیغ بر کشیده
در زمستان تنهایی به اشتباه پی گرما و نور بودم

اینک من و تو مانده ایم با شمع و آیینه
گفتمت : چه حاجت است به آیینه ما را که سخت در هم پیدائیم ؟
گفتی : خدایش نیامرزاد آنکه را شمع بر افروخت !
 
                  [ بعدها خواهند گفت : خدایش رحمت کناد
                   آنکه آیینه بشکست و دل روشن ساخت . ]

پس عاقبت از آن کسانیست که به این حقیقت مؤمن گشتند .
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد