سمفونی سپیده دم / سید علی صالحی
از چلچلهخوانیِ کلاغ وُ
نرگسنماییِ خرزهره ... خستهام،
خستهام از آوازهای ناخوشِ خولیابنیزید
از تقسیم نور
به سیاهی، خاکستری، سپید.
اینجا
وقتی حشرات
راه به رویای سیمرغ و ستاره میبَرَند
نگفته پیداست که عنکبوت
چه تاری برای تحملِ پروانه تنیده است.
خستهام
خیلی خستهام.
شعرش یه جوری بود 
سید علی صالحیه دیگه . شما جدیش نگیر
خسته از نگاه سنگین روم ...
دلم بد گرفته رفیق